دایره های تسلسل فقر

درسی به نام توسعه اقتصادی داشتیم؛ مدرس، سرکار خانم دکتر زهره جمشیدی:

راس ساعت سر کلاس حاضر شوید. هر جلسه کوییز داریم. پروژه ها گروهی است و پروژه انفرادی نخواهیم داشت. کتابی که معرفی میکنم چاپ قدیم بوده؛ نمیدانم الان در انقلاب بتوانید پیدا کنید یا نه. بگردید اگر پیدا نکردید چاره ای نیست، کپی میکنیم.

کتاب "اقتصاد توسعه"، نویسنده: محمد علی خطیب.

به خاطر نام کتاب "اقتصاد توسعه"، کنجکاوتر شدم... کتاب را زودتر بخرم و حتماً کتاب را داشته باشم.

استادمان بالعکس جدی بودن در تدریس، بسیار مهربان و برای شاگردانش دوست بود تا استاد. فضای کلاس آموزشی نبود، یادگیری بود. سلیس و روان و با مثالهایی که هر فردی تجربه اش را داشته.

در حین توضیحات استاد، حتماً در لحظه به فکر وا داشته می شدیم و عمیقاً فکر و نقد و سوال و بحث در میان دانشجو و استاد ادامه داشت. همیشه دانشجویان کلاس بعدی، ما را از کلاس بیرون می ریختند؛ و البته دانشجویان دیگر رشته‌ها نیز به دروس استاد جمشیدی مشتاق تر بودند...

در اولین جلسه مقدمه ای از رشد و توسعه، توسعه یافتگی و توسعه نیافتگی را توضیح دادند. به موضوع اصلی رسیدیم: "فقر" و دایره خبیثه "فقر". (تصویر ۱و ۲)

تمام بحث ها و نقدها و چراها در این جمله در ذهنمان خلاصه می‌شد. چگونه می‌توان این دایره خبیثه فقر را شکست؟ و چگونه می‌توان توسعه یافته شد و توسعه یافتگی را تجربه کرد؟

چگونه می‌شود تمام مردم کشورم آگاه شوند که قبل از فقر اقتصادی،

لازم است یاد بگیریم "مصرف گرا نباشیم".
به جای ثروت اندوزی راکد، پول را به چرخه اقتصاد برگردانیم و "سرمایه گذار باشیم".
به جای اینکه بگوییم، کشورم برایم چه کرده؟ بگوییم "من برای کشورم چه کرده ام؟"
نان مان (درآمد مان) از "تلاش برای تولید انبوه و صادرات" باشد؛ و نه از استخراج منابع طبیعی.
تقاضایمان از بازار، برای "خرید محصولات داخلی" است؛ حتی اگر نامرغوب است و نه خرید محصول خارجی بسیار مرغوب تر.
به جای تقلید و تکرار تجربیات و کپی کردن، "همواره در حال یادگیری باشیم و با اندیشه‌ای متمایز، کاری و محصولی و خدمتی جدید بیافرینیم" و...

بلی، لازم بود تک تک افراد جامعه مان به ایجاد ساختاری برای توسعه فکر می کردند، اما چگونه؟!

باید از انسان ها شروع می‌کردیم، "انسانهایی که رشد و توسعه را در خود تجربه کنند".

چگونه می‌توان تمام افراد جامعه را آگاه نمود و چگونه این افراد بتوانند اندیشه و دانش، توانایی ها و مهارتهای خود را توسعه دهند؟

توسعه فردی که زندگی فرد را در جمع خانواده، اجتماع و شغلش بهبود بخشد و متحول کند. تحولی که فقر فرهنگی و اجتماعی را شکسته باشد، تا دایره های خبیثه فقر بشکند و اقتصاد رشد یابد؛ و حال در مسیر توسعه فعالیت نماید تا جامعه ای توسعه یافته شکل بگیرد.

بیایید دایره های تسلسل فقر را باهم بشکنیم. فرصت ها را با "فقر فرهنگی" و "فقر اجتماعی" از خودمان نگیریم؛ و این توسعه را از منابع انسانی و سرمایه‌ای به نام انسان، از خودمان آغاز کنیم.

اگر تک تک افراد جامعه مان را در توسعه سرمایه های انسانی سهیم کنیم، جامعه مان توسعه می یابد. حال که این فرصت با "توسعه مهارت های فردی و شغلی من" فراهم شده است و صدها هزار نفر از ما دست به دست هم داده ایم تا کشورمان را نیز رشد و توسعه دهیم؛ همه مردم مان را به جمع خودمان دعوت کنیم و همه باهم به توسعه یافتگی بیاندیشیم و عمل نماییم...

/ 0 نظر / 12 بازدید